![]() |
3 دلسوخته 4 |
![]() |
سلام به همه دوستان خوبم
دوش دلم هوای کوی جانان کرد برون پرید از قفس وعزم یار کرد
پرید بادوبال عاریه اش از عشق خزید به باغ رضوان ودوای درد کرد
چو جان جهید جسم تنها ماند نداشت بهایی چوساختش ازخاک کرد
عشق در دل چو اتش است هردم بسوزد و سوزها بپا خواهد کرد
چه غم که غم بود دلت خوش دار که جان عزم کوی یار خواهد کرد
¤ نویسنده: علیرضا